تولد دوسالگی!
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
 

نیم نگاهی به شمارنده بالای وبلاگ دلم را لرزاند یعنی واقعا دو ساله شدی پسرکوچولوی دوست داشتنی من؟!!!!!!!!!!!!!!!!

پویان:

وقتی به یادداشت روز تولدت فکر می کردم تصورم این بود که اونقدر حرف برای گفتن دارم که بتونم بی وقفه چند صفحه ای بنویسم...اما الان...باور می کنی مامان نمی دونه چی بگه...نمی دونم این چه حال عجیبیه که دچارش شدم...

نمی خوام زیاد حرف بزنم فقط اینو بدون که خیلی برام عزیزی ...خیلی زندگی مونو قشنگ کردی مامانی ...اصلا می دونی چند تا دوستت دارم؟...چند تا؟...چند تا؟... اگه قول بدی به کسی نگی می خوام یه رازی رو بهت بگم !!!...مامان خودش هم نمی دونه چند تا دوستت داره !!!...آخه مگه میشه یه مقیاس برای عشق یه مامان به عزیز دردونه اش تعیین کرد؟...من که فکر نمی کنم ...فقط اینو می دونم که بی اندازه دوستت دارم ...اصلا فکر می کنم نباید نوشت وقتی کلمات نمی تونن درست حق مطلبو بگن...

پسرکوچولوی قشنگ من امروز دوساله شدی باورت می شه مامان؟ 

مامان توی این روز قشنگ برات یه زندگی پر از سلامتی و شادابی و  آسایش و  عشق  و دل خوش و معنویت و آزادی و ثروت و موفقیت و اقتدار و طول عمر آرزو می کنه!...همه خوبیهای دنیا رو با هم از خدای مهربون برات می خوام...امیدوارم که همیشه در پناه خدای بزرگ خوشبخت و سعادتمند باشی...

عزیزم همیشه بخند که خنده های قشنگت شادی بخش زندگیمونه و قول بده که همیشه سالم و قوی باشی!

خیلی دوستت دارم!تولدت مبارک عزیز دلم!


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی