دو عدد توضیح
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸
 

١- دوستانی که در مورد از شیر گرفتن پویان پرسیده بودن:

راستش من دوست داشتم پویانو به مرور از شیر بگیرم یعنی اول شیر روزش رو قطع کنم و کم کم شیر شبش رو ولی شرایط به سمت دیگری پیش رفت.

یک روز عصر که از درخواستهای پیاپی پویان برای شیر خوردن خسته شده بودم(چون در طول اونروز به جز شیر چیز دیگه ای نخورده بود) صبر زرد را به مقدار خیلی کم امتحان کردم پویان با دیدن تغییری که بوجود اومده بود اصلا حاضر نشد امتحانش کنه و تا شب هم سراغی ازش نگرفت ولی از اونجایی که  به عنوان یه راه حل موقت از این روش استفاده کرده بودم اولین باری که پویان شیر خواست درخواستش سریع اجابت شد ولی بلافاصله شروع به گریه کرد و همش می گفت تخه(تلخه)!

باورتون می شه با وجود شستشوی مکرر  تلخیش از بین نمی رفت؟ اون شب پسرکم با گریه به خواب رفت و تا صبح بارها و بارها بیدار شد ولی اصلا حاضر نشد دوباره امتحانش کنه و فقط با لمس کردن دوباره می خوابید.این قضیه  دو روز ادامه داشت تا اینکه یکبار موقع خواب یک دل سیر شیر خورد(یک دل سیر یعنی چیزی حدود سه ساعت و نیم) این قضیه دو بار دیگر هم اتفاق افتاد.

به جز سه باری که گفتم هر بار که یاد شیر خوردن می افتاد خودش می گفت می می تخه(تلخه) و بعد می بوسیدش حسابی ناز و نوازشش می کرد و  با خوشحالی خدابسی(خداحافظ)می کرد و تا چند ساعت اصلا سراغش رو نمی گرفت (ناز و نوازشها با چنان سخنان محبت آمیزی همراه بود که من در برابرش کم می آوردم )البته این قضیه هنوز هم ادامه داره و تا زمانی که پویان به این تماس نزدیک نیاز داشته باشه ادامه خواهد داشت.

نکته 1:من فقط یکبار از صبر زرد استفاده کردم!!!

نکته 2:در طول این مدت چند بار پیش اومد که پویان چنان گریه مظلومانه ای کرد که از مظلومیتش گریه خودم هم درمیومد ( اون سختیهایی که قبلا گفتم همین مواقع بود )ولی به جز این چند بار(شاید 3 یا چهار بار)از اونجایی که تماس نزدیک و نوازشها ظاهرا  به اندازه کافی راضی نگهش می داشت هیچوقت روش گریه کردن را انتخاب نکرد و خیلی خیلی معصومانه با قضیه کنار اومد.

نکته 3:هر سه چهار باری که پویان برای شیر گریه کرد تمام دور دهانم به شدت تلخ می شد و تلخیش تا مدتی از بین نمی رفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نکته4:مکالمه من و پویان:من:پویان دیگهههههههه           پویان:مد(مرد)شدهههههه !!!من:شییییییییییییر                     پویان:نمی خورهههههههه!

نکته 5:از اونجایی که پویان شدیدا شدیدا به شیر مادر وابسته بود این پروسه رو خیلی سخت تر می دونستم ولی خدای مهربون کمک کرد و قضیه خیلی خیلی بهتر از اون چیزی که فکر می کردم پیش رفت.

پویان کوچولوی دو ماه و نیمه من! 

٢-در مورد پست قبل:

موقعی که پست قبل رو می نوشتم هیچوقت منظورم این نبود که نظریاتی که دادم اشتباه بوده یا من مامان بدی هستم  یا اینکه در هیچکدوم از شعارهایی که دادم موفق نبودم.

برعکس همیشه خودم رو مدیون مطالعات قبلی و فعلی می دونم و خیلی خیلی هم از تک تکشون بهره بردم و خیلی جاها به کارم اومدن و نتیجه مطلوبشون رو دیدم ادعایی ندارم که مامان نمونه ای هستم ولی می دونم مامان خیلی بدی هم نیستم یا حداقل چنین احساسی ندارم چون تا جایی که در توانمه دارم سعی خودمو می کنم.

فقط می خواستم بگم از حرف تا عمل هزار فرسنگ فاصله است و بچه ها با هم متفاوتن و هر وقت داریم تذکری رو به کسی می دیم خیلی با قطعیت حرف نزنیم چون همه نظریات موجود در مورد همه بچه ها صدق نمی کنن و این وسط بچه هایی هم پیدا می شن که قطعیت بعضی نظریات رو نقض می کنن!

نکته1:یکسری از مشکلات من در رابطه با پویان که در پست قبل توضیح دادم بر می گرده به تنهایی پویان و اینکه ما تقریبا هیچ بچه ای دور و برمون نداریم و بچه های تنها گاهی با این قبیل مشکلات روبرو هستند.

نکته2:بعضی بچه ها ذاتا آرووم و بی دردسر و  مرتبن و بعضی بچه ها مثل پویان برعکس!

 همیشه خدا رو برای داشتن پسری با اینهمه توانایی و اینهمه مهربانی صدها هزار بار شکر می کنم و البته شیطنت رو یک مزیت پویان می دونم ولی خوب بد نیست به من حق دهید گاهی  از اینهمه جنب و جوش کم بیاورم!

نکته 3:بچه هایی که به مهد میرن جدا از مشکلاتی که ممکن است وجود داشته باشد معمولا مشکلات خواب و غذا خوردن ندارن چون اولا اونقدر خسته می شن که راحت بخوابن و دوم طبق الگوی بچه های دیگه که غذا می خورن اونها هم تشویق به خوردن می شن.

نکته4:در راستای تنهایی پویان قصد داشتم در  کلاسهای بازی ثبت نامش کنم که فعلا به علت شیوع آنفلوانزا به وقت دیگری موکول شد.

پ.ن١:عکس مربوط به دو ماه و نیمگی پسرک نازنینمه(وقتی پویان برای درخواست شیر گریه می کرد اونقدر گریه اش از سر معصومیت بود که منو یاد دوران نوزادیش می انداخت!!!)

پ.ن٢:از هر گونه راهنمایی, نظر و پیشنهاد دوستان استقبال می شود و ممنون می شم تجربه هاتونو در اختیارم بگذارید.

پ.ن٣:این پست در راستای تنویر افکار عمومی نگارش شد و نمی دونم چرا تعداد نکته های آن از توضیحاتش بیشتر شد؟!


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی