قاشق سحر آمیز
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
 

من بر گشتملبخند

بالاخره پویان بعد از کلی شیطنت خوابیدخنده

این وبلاگ قرار بود خیلی قبل تر راه اندازی بشه ولی به علل مختلف راه اندازیش با تاخیر انجام شد بنابراین الان که پسرکم یک سال و بیست روزشه صاحب یه وبلاگ میشه که قراره مامانش از کارها و شیطنتاش توی این وبلاگ بنویسه.

 به این علت اینجا به این شکل نامگذاری شده که پویان در تمام مدتی که بیداره یه قاشق چایخوری دستشه که معمولا تحت هیچ شرایطی از خودش جداش نمی کنه البته قبلا جایگزین این قاشق یک کفگیر بود که کم کم تبدیلش کردیم به قاشق غذاخوری و بعد قاشق چایخوری ایشالا بعدا قاشق مرباخوری و کم کم از سرش بیفته ما که نفهمیدیم این قاشقارو برای چی میخواد چون بچه ایه که اصلا اهل غذا خوردن نیست و بزرگترین ذغدغه من در طول روز غذا دادن به پویانه که البته همه تلاشها مم بی فرجامه .

واما پسرک من الان می ایسته و از صبح که از خواب بیدار میشه به تمام نقاط خونه سرکشی میکنه و همه چی رو به هم میریزه بنابرابن ما هیچ جای مرتبی تو خونه از دست این آقای محترم نداریماوه

کلمات قصار ایشون هم از این قراره:

نانا :لیلا

ماما _بابا_ دوش_ بوس _جوجو _نی نی_دد _آب_نه_جیشخجالت_جیز_داغ

دس:دست

دوب :توپ 

داب :تاب

در ضمن الان هفت تا دندون داره که ظاهرا هشتمی هم تو راهه .و از همه مهمتر یک رقاصیه که بیا و ببین با هر آهنگی نی نای میکنه حتا با صدای رنده کردن منتعجبجالب اینه که نه من اهل رقصم نه باباش ورقصیدن کسی رو هم ندیده اما در تمام مدت روز به هر بهانه ای بساط نی نای نایش به راهه.یکی نیست بگه بچه جون تو که غذا نمیخوری این همه انرژی رو از کجا میاری؟

خلاصه اینکه برای امشب کافیه...


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی