مادر عصاره همه مهربانی ها
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸
 

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...

برای ازدواجش  در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف

قانونگذار می توانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛  عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای

صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان

مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد  سینه ای را به

یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...

و این، رنج است...

                        روز  زن مبارک

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

 روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!

 روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !

 روز مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !

روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!

 روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.... 

                                         مادر روزت مبارک...

از زمین باز چو بر خاست نمود
پی برداشتن آن آهنگ

دید کز آن دل آغشته به خون
آید آهسته برون این آهنگ:
   
آه! دست پسرم یافت خراش
آخ! پای  پسرم خورد به سنگ
 


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی