از تهران تا بوشهر(1) - آبشار سمیرم
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱
 

داشتم عکسها را مرور می کردم دیدم چقدر سفرنامه می شد بنویسم و ننوشتم ازبین سفرها سفر قشم و سفر نوروز را خیلی دوست داشتم با جزییات بنویسم که فرصت نشد حالا از سفر نوروز امسال شروع می کنم و شاید فرصتی دست داد سفرنامه قشم را هم نوشتم...

 برنامه سفر نوروز امسال ما قرار بود استانهای لرستان و خرمشهر باشد بعد گرد و خاکهای قبل از عید که شروع شد بیشتر از هر جا این دو استان درگیر گرد و خاک شد و سفر ما که قرار بود از 27 اسفند شروع شود به تاخیر افتاد من خیلی دوست داشتم برنامه سفرمان به حاشیه خلیج فارس باشد یعنی شهرهای حاشیه خلیج فارس در استانهای خرمشهر و بوشهر و سیستان و بلوچستان را به اضافه جزایری از جنوب که تا به حال نرفته بودیم ببینیم و بعد از کرمان و یزد برگردیم که قسمت سیستان و بلوچستان به علت مخالفت جدی آقای پدر حذف شد از طرفی گرد و خاکها آنقدر ادامه پیدا کرد که ما تقریبا نزدیک بود کل برنامه سفر را کنسل کنیم ولی بالاخره چهارم نوروز سفر ما شروع شد و فقط توانستیم قسمتی از برنامه سفر را اجرا کنیم. در این سفر ما از استانهای قم ، اصفهان ،کهکیلویه و بویر احمد ، چهار محال و بختیاری ،فارس و بوشهر گذشتیم...

برای خواندن خلاصه ای از سفر با من همراه باشید...لبخند

بقیه در ادامه مطلب...



عصر چهارم فروردین 1391 شروع سفر ما بود مسیر ما به سمت اصفهان و بعد شهرضا ادامه داشت در اصفهان دیدن زاینده رود که لبریز بود از آب واقعا خوشحالمان کرد از آنجایی که فکر نمی کردیم زاینده رود آب داشته باشد برنامه توقف در اصفهان نداشتیم و شب را در شهرضا اقامت کردیم در کل از آنجایی که جایی برای اقامت رزرو نکرده بودیم تصمیم گرفتیم توقفمان در شهرهای کوچک باشد تا مشکل اقامت نداشته باشیم و خدارا شکر در تمام هشت شب سفرمان به جز یک شب مشکل اقامتی نداشتیم.

صبح پنجم فروردین ماه از شهرضا به سمت سمیرم حرکت کردیم از شهرضا که دور می شویم بافت منطقه کاملا فرق می کند و مسیر کوهستانی می شود در دل رشته کوههای زاگرس پیش می رویم تا به سمیرم میرسیم سمیرم پوشیده از باغات سیب است و در این موقع از سال هوا کاملا سرد است... راه آبشار سمیرم را پیش می گیریم در محوطه آبشار در حالی که ذرات آب به سر رورویمان می ریزد و با موسیقی آبشار صبحانه را می خوریم، صبحمان به خوبی آغاز می شود...

آبشار سمیرم آبشار زیباییست به طول 35 متر که در گذشته ارتفاع آن به 70 متر هم می رسیده و به علت فرسایش آب از ارتفاع آن کم شده است.(در تصویر بالا تاثیر فرسایش آب کاملا مشخص است)

سمیرم را ترک می کنیم در حالی که جاذبه های طبیعی و تاریخی زیادی پیش روی ماست از استان اصفهان خارج شده و به سمت کهکیلویه و بویراحمد می رویم نکته جالب در این جاده این است که ما وارد کهکیلویه و بویر احمد شده و در قسمتی از جاده به چهارمحال و بختیاری می رسیم و بعد دوباره وارد کهکیلویه و بویراحمد می شویم در راه از جاذبه طبیعی بی بی سیدان دیدن می کنیم و متوجه می شویم خیلی از دیدنیهای این استان بهتر است در ماههای گرمتر بهار و تابستان بازدید شود و بنابراین دیدن سی سخت را هم که از دیدنیهای این استان است به زمان دیگری موکول کرده و به سمت یاسوج می رویم مسیر از سمیرم به بعد جلوه دیگری پیدا کرده و کم کم سبز می شود درختان بلوط جلوه زیبایی به کوههای زاگرس داده و مسیر پیش رو را زیباتر کرده است...

حدود ساعت سه به یاسوج می رسیم و دنبال جایی برای غذا خوردن می گردیم و جالب اینکه بعد از پرس و جو متوجه می شویم در تمام شهر در این ساعت و آنهم در نوروز رستورانی باز نیست...

در پارک شهر یاسوج مراسم رقص محلی بر پاست .

اینهم مجسمه آریوبرزن در یکی از میدانهای یاسوج که سال گذشته کلی جنجال بر سر پایین آوردن آن به پا شد!

سرداری که  همه دلاوری اش برای خاک پاک ایران تنها با یک مجسمه پاس داشته می شود و همان یک مجسمه را هم تاب نمی آورند...

سفر ما ادامه دارد با من همراه باشید...

------

پ.ن1:دوران صندلی نشینی من به پایان رسیدلبخند

پ.ن2:مدت زیادی از این سفر گذشته و خیلی از جزییات سفر را فراموش کرده ام در این سفرنامه بیشتر کلی نویسی می کنم...

پ.ن3:باز باران...پسرک با شنیدن صدای باران گفت:آخ جون دوست دارم برم زیر بارون خیس بشم!...چترها را باید بست...راستی عطری خوشبوتر از عطر باران می شناسی؟!


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی