نقاش کوچولوی من
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱
 

خب ظاهرا هر وقت قراره من "به زودی!!!" سفرنامه بنویسم ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم می دن تا شرایطی پیش بیاد که بدقول بشمناراحت

الان هم قرار نیست سفرنامه بنویسم خجالت علی الحساب اومدم بگم اون نقاشی پویان که دو پست قبل گذاشته بودم و معما شده بود قضیه اش چی بود.

خب منم مثل شما اولش که دیدم فکر کردم خرچنگ کشیده ولی توضیح پویان منو از اشتباه در آورد و ملتفتم کرد که این نه تنها تصویر یک خرچنگ نیست حتی تصویر یک هزارپا هم نیست بلکه تصویر یک ببرهخندهحالا این چه نوع ببریه که هر طور نگاهش می کنیم شبیه ببر نیست؟

قضیه از این قراره که این یه ببره که داره جست می زنه دنبال یه خرگوش که خیلی شاد و خوشحاله از بازی با آقا ببره متفکرحالا این آقا ببره رو باید از بالا تصور کنید و اگه تونستید تصورش کنید اینکه چرا به جای چهار تا دست و پا شش تا دست و پا داره رو دیگه از خود پویان بپرسیدخنده

اینهم تصویر کامل شدش:

 نکته جالب اینکه پویان اولین نقاشی با مفهومی که کشید ببر بود اون موقع هنوز سه سالش نشده بود و اونقدر تصویر ببر رو قشنگ و با جزییات کشیده بود که اگر کنار خودم این نقاشی رو نکشیده بود باورم نمی شد خودش به تنهایی کشیده باشه و بعد از اون بیشترین موضوع نقاشیش یا ببر بود یا اتوبوس ولی این اولین باری بود که ببر رو به این شکل عجیب و غریب و از زاویه بالا کشیده بود و نکته دیگر اینکه بعد از اون همه شیرها و ببرهاشو فقط به این شکل می کشه:

(بیشتر شبیه هزار پاست تا ببر ولی هر بار که ببر را به این شکل می کشد در دلم هزار بار قربانش می روم با این تصور قشنگش)

یا مثلا این شیر و ببر:

در ادامه مطلب می تونید نقاشی های دیگه پویانو ببینید...


طاووس:

اینم یه ببر دیگه که گفت دوست دارم رنگی رنگی بکشم:

اینم نهنگه:

و این نقاشی ها که مربوط به آبان ماه گذشته است وقتی سه سال و نه ماهه بود:

این یه خروسه:

و این نقاشی که من عاشقشم یک مترسک و یک کلاغ در مزرعه گندم:

این نقاشی ها هم وقتی تازه چهارساله شده بود کشیده و مربوط به بهمن ماه گذشته است:

این دو تا گاو  از اون نقاشی هایی بود که خیلی دوستش داشتم و دارم:

و این لک لک های دوست داشتنی:

اینهم یک کاردستی جوجه تیغی:

 

 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی