کرمانشاه(4)
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠
 

دوستان خوبم به لطف پرشین عزیز در حال حاضر امکان باز شدن یادداشت های خصوصی وجود نداره بنابراین تا زمان برطرف شدن مشکل این پست رو عمومی می کنملبخند

-------------

...از روانسر به بعد منطقه اورامانات است اورامانات را هزار ماسوله نیز می نامند بافت شهر ها از اینجا به بعد و البته بیشتر از شمشیر(یک روستا نزدیک پاوه)به بعد شبیه ماسوله و به شکل پلکانی است و طبیعت زیبای منطقه در بهار را در کمتر جایی می شود دید.

واژه «اورامان» یا «هورامان» از دو بخش «هورا» به معنی اهورا و «مان» به معنی خانه ، جایگاه و سرزمین تشکیل شده است . بنابراین اورامان به معنی سرزمین اهورایی و جایگاه اهورا مزدا است . «هور» در اوستا به معنی خورشید آمده و هورامان "جایگاه خورشید" نیز معنی می دهد .  نکته ای که خیلی برایم جالب بود پوشش مردم این منطقه است که اصالت خود را حفظ کرده اند من از روانسر به بعد مرد کردی بدون لباس کردی و زن کردی بدون پیراهن های زیبای کردی ندیدم .

اذان ظهر می گویند که به جوانرود می رسیم و برای خوردن نهار به سمت پارک زیبای هلانیه می رویم:

هلانیه پارک خیلی زیباییست که بر روی تپه های طبیعی و سرسبز منطقه ایجاد شده:

حوالی عصر باران شروع به باریدن می کند که تصمیم می گیریم سری هم به بازار جوانرود بزنیم در حال چرخیدن در بازاز هستیم که دوست عزیز وبلاگی را می بینیم که با دیدن پویان ما را می شناسد مریم عزیز مامان رایا جان که خیلی خیلی از دیدنشان خوشحال می شویم.

برنامه ما بازدید از غار قوری قلعه است که چون در مورد ساعات بازدید از آن چیزی نمی دانیم ترجیح می دهیم شب را در جوانرود بمانیم و فردا از غار بازدید کنیم.در جوانرود فقط یک مهمانسرا برای اقامت وجود دارد و البته یک خانه معلم .خانه معلم اتاق خالی ندارد و با اینکه من به هیچ وجه راضی به خوابیدن در مهمانسرا نیستم به ناچار سراغی هم از مهمانسرا می گیریم همزمان دو خانواده برای درخواست اتاق به آنجا می رسیم و یک اتاق بیشتر خالی نیست پس اولویت را به آنها می دهیم که وسیله نقلیه ندارند و با وجود مخالفتهای آقای پدر و ذوق زدگی من شب را در چادر می خوابیم.من همیشه مسافرت به شکل کمپینگ را خیلی دوست دارم و اگر از مشکل دستشویی که در این نوع اقامت مشکلی جدی محسوب می شود صرفنظر کنیم خوابیدن در چادر حال و هوای خاص خودش را دارد که البته پویان هم از خوابیدن در چادر و کیسه خواب حسابی لذت می برد.

شنبه 17اردیبهشت 90:

صبح باز هم دور کوتاهی در بازار جوانرود می زنیم و به سمت غار قوری قلعه حرکت می کنیم به محوطه غار که می رسیم باران خیلی شدیدی شروع به باریدن می کند که با وجودی که چتر همراهمان است موش آب کشیده به ورودی غار می رسیم:

اینجا باران در حال باریدن است :

قوری قلعه بزرگترین غار آبی آسیاست با قدمت 65 میلیون سال... قدمهایت را آهسته تر بر می داری وقتی به بزرگی شصت و پنج میلیون سال فکر می کنی این اس‍ت‍‍الاک‍ت‍ی‍ت‌ ها و ‌اس‍ت‍‍الاگ‍م‍ی‍ت‌ ‌ه‍‍ا هستند که با تو از گذر سالها سخن می گویند در تمام مسیر غار آبی زلال و شفاف قدم به قدم با تو همراه می شود: 

خیلی شانس می آوریم که همراه با موسیقی آب از غار بازدید می کنیم چون در مسیر برگشت با یک گروه بزرگ اردوی دانش آموزی مواجه می شویم که انفجاری صوتی در غار به پا کرده اند.

توقف ما در پاوه حدود نیم ساعت است چون مسیری کوهستانی و خلوت پیش روی ماست و نمی خواهیم به شب بربخوریم باران همچنان در حال باریدن است...

پاوه:

از زیبایی های مسیر هیچ نمی گویم که کلماتی برای توصیفش نمی یابم:

بوی سبزه،بوی باران،بوی خاک:

و اینجا منطقه مرزی نوسود است... جایی که دوست داری دستهایت را باز کنی و موهایت را به باد بسپاری و بچرخی و بدوی در دل دشت، خدا اینجا آغوش مهربانش را برایت باز کرده است...و من چه کودک شده بودم اینجا...

 در اینجا با کرمانشاه خداحافظی می کنیم در حالیکه تصاویر زیبایش تا ابد در ذهنمان جاودانه مانده.اورامانات اما تا خاک پاک کردستان  کشیده شده و جاده هنوز ما را می خواند.    

 

                                                                                              ادامه دارد...                                                                                


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی