کوهنورد کوچک
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩
 

دوشنبه 12 مهر _ توچال:

نمای شهر دود گرفته ما از ایستگاه یک توچال:

اعتراف می کنم با چنان نفس نفسی این مسیر رو بالا رفتم که در ایستگاه یک پخش زمین شدم ،رگ پایم گرفت و وقتی روی زمین نشستم نای بلند شدن نداشتم این شد که با وجودیکه با یک گروه کوهنوردی این مسیر را آمده بودیم ترجیح دادیم از گروه جدا شویم و بعد از چند دقیقه استراحت تجدید قوا کردیم و دوباره راه افتادیم در تمام مسیر تقریبا همه از دیدن پویان تعجب می کردن و کلی تحسینمون می کردن که این مسیرو با بچه بالا اومدیم و این باعث دلگرمی ما می شد برای ادامه مسیر... البته پویان داخل کریر بود ولی همینکه با ما همراه بود و چیزی نمی گفت جای شکرش باقی بود...

اینجا اخم کرده که یعنی چرا از من عکس می گیری!:

بیشترین انرژی مثبتی که در این مسیر به من منتقل شد از طرف پیرمرد مهربانی بود که وظیفه اش خالی کردن سطلهای زباله بین مسیر بود وقتی با دیدن پویان گفت:به به نگاه کنید گل کوچولو اومده کوه! آفرین کوهنورد کوچولو ...ماشاا...ماشاا... خدا قوت !خسته نباشید! موج مهربانی از صدا و نگاه پیرمرد چنان در وجودت رخنه می کرد که همه خستگی راهی که آمده بودی را فراموش می کردی...

هنوز صدای پیرمرد درگوشم است وقتی موقع بالا آمدن با صدای بلند می گفت:بین راهی خسته نباشی! خدا قوت! خدا قوت! و آنقدر از ته دل خدا قوت می گفت که انگار خدا در پاسخ به دعای پرمهرش توانت را بیشتر می کرد...

 بقیه در ادامه مطلب... 

 


تا یک ساعت و نیم بعد از ایستگاه دوم رفتیم ولی خبری از ایستگاه پنج نبود بنابراین برگشتیم و در ایستگاه دو ناهار خوردیم و منتظر گروه شدیم:

از اون بالا به خوبی می شد فهمید روزانه چه مقدار هوای آلوده تنفس می کنیم...

این نمای تهران است در بعدازظهر یک روز تعطیل:

بعد هم همراه گروه تا پایین رفتیم.

اینهم کوهنورد کوچولوی من بعد از رسیدن به خونه:

تجربه خیلی خوبی بود هم آشنایی با گروه و هم اینکه این اولین تجربه کوهنوردی ما با پویان(البته بعد از لالون) بود و هر چند هنوز که هنوزه بعد از یک هفته تمام بدنم درد می کنه آرزو می کنم این تجربه مداومت داشته باشه.

"کوهنوردی یک روش زندگی است.

روشی که درآن یک سیب بین همه اعضا ی گروه تقسیم می شود.

روشی که درآن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین عضو گروه راه می رود.

راهی که رقابت ندارد، به رهروانش حقوق نمی دهند وایشان رانیازی به سوت وکف مشوقان در قله نیست .

ناجی بی منت یکدیگرند .

گروه می سازند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود.

مزدشان معراج روح است وتشویقشان نوازش باد.

قانونشان عشق است وقانونگذارشان معشوق.

عشق به طبیعت ،عشق به زندگیست وزندگی تجلی عشق است ومرگ آنجاست که عشق نیست.

کوهنوردی عشق به طبیعت است وعشق به طبیعت ورزش مانیست، باور ماست،زندگی ماست.

به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست ،کوهنوردی یک روش زندگیست."

"ادموند هیلاری _ اولین فاتح اورست"

*****

پ.ن:دیروز با پویان رفتیم نمایشگاه غنچه های شهر  اگه احیانا اونجا بودید و یک مامان بادکنک به دست رو دیدید که تمام مدت  از این طرف به اون طرف دنبال پسرش می دوید اون من بودمچشمک


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی