کمی از این روزها...
نویسنده : مامان لی لی - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱
 

بیشتر از دو هفته است که بیشترین زمان من بین ساعت یک تا پنج بعداز ظهر روی این صندلی می گذرد.برای گذراندن این وقت کتاب می خوانم و گاهکی شنوای درد دل مردمان بی هم صحبتی می شوم که دنبال گوشی هستند برای شنیدن غمهای دلشان...

نمونه اش پیرزنی که با وجود چهارفرزند که در گوشه و کنار همین شهر زندگی می کنند همیشه چشم انتظار دیدن فرزندانیست که سالی یکبار یاد مادر پیر تنهایشان می افتند پیرزن که چند سالیست همسرش را از دست داده اشک می ریخت و می گفت چه شبها که پول برای تهیه شام نداشته در حالی که پسر بزرگش که وضع مالی خوبی دارد ساکن شمال شهر و مالک ویلای بزرگی در شمال کشور است. غم تمام دلم را پر کرد وقتی پیرزن از نگاه منتظر هر روزه اش و چشمهایی که به در خشک می شوند گفت و با تمام اینها وقتی فهمید تنها یک پسر دارم با جدیت تمام گفت:" خدا غیظش می گیرد اگر بچه دیگری نیاوری"!!!!!!!!!!!!

این صندلی درست روبروی در مهد کودکیست که بیشتر از دو هفته است پسرک در آنجا به کلاس پیش دبستانی یک می رود و گاهی از پنجره نگاهی به این صندلی می اندازد تا مطمئن شود من هنوز هستم. رفتارهای اشتباه مربیان مهد کودک قبلی مرا اجبارا در این مدت ساکن این صندلی کرده است...

----------

اگر بخواهم شرحی بر احوال این روزهایمان بدهم شرحی مختصر تر و کامل تر از پاراگراف زیر که قسمتی از یک مقاله است نمی توانم بدهم:

"ماندگاری رفتارهای لجبازانه در برخی کودکان که از حدود چهار تا پنج سالگی خود را نشان می‌دهد، موضوع دیگری است که می‌تواند والدین را درگیر کند. بداخلاقی‌ها معمولا در سنین بالاتر کمتر دیده می‌شود اما ممکن است به شکل دیگری بروز کند. رفتارهای لجبازانه دائمی همراه با پرخاشگری و نه گفتن مکرر کودکان به والدین، زمینه تنش همیشگی را در خانه فراهم می‌کند.

دکتر خوشابی در این باره می‌گوید: کودکانی که چنین رفتاری دارند دچار اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای هستند که از علائم آن لجبازی، سرکشی، نافرمانی، بحث‌کردن زیاد و پرخاشگری است. این کودکان در مقابل هر خواسته‌ای حتی معمولی‌ترین خواسته‌های والدین «چرا» می‌گویند و بحث می‌کنند. آنها در بیشتر موارد دچار پرخاشگری هستند. در این اختلال، کودکان با والدین وارد جنگ قدرت می‌شوند و می‌خواهند به نوعی قدرت را در خانواده در دست بگیرند. به گفته این روانپزشک منزل این کودکان تبدیل به میدان جنگ والدین و کودک می‌شود.

وی با بیان این‌که در این اختلال، کودکان مشکل‌دار تنها با خانواده‌های اصلی به ویژه با مادران خود در جنگ و تضاد هستند، می‌گوید: به دلیل سرپرستی مداوم مادران و اجرای روش‌های تربیتی از سوی آنها بیشترین مقابله با مادر و پس ازآن با پدر صورت می‌گیرد. اما در محیط‌های آموزشی، آنها هیچ مشکلی ندارند و اولیای مدرسه از آنها راضی هستند.

وی بر درمان‌های خاص اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای تاکید می‌کند و می‌گوید: این کودکان نیازمند درمان‌های خاص خود به صورت استفاده از درمان‌های دارویی و رفتاری هستند."**

این همه آن چیزی ست که اینروزها بر ما می گذرد و من آنقدر مستاصلم که هنوز راه چاره ای پیدا نکرده ام...

تنها دلیلی که بر بیش فعال نبودن پویان داشتم این بود که در محیط کلاس و مهد کودک رفتارهایش کاملا آرام است و می شود گفت همیشه در کلاس بهترین است اما امان از رفتارهایش با ما و در خانه بعد از خواندن این مقاله نگرانیم این است که شاید پویان هم دچار"اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای" باشد علی الحساب قرار است جلسه ای با دکتر خوشابی داشته باشیم...
این روزها مشغول خواندن کتابهای زیر هستم:

1) "SOS کمک برای والدین " نوشته دکتر لین کلارک

2)"کلیدهای آموختن درباره کودکان کم توجه و بیش فعال" نوشته دکتر لیندا سونا

**:برای خواندن متن کامل مقاله اینجا را بخوانید.


 
comment نظرات ()
 
 
 



 

 امکانات جانبی